X
تبلیغات
رایتل

دستکش سفید

درروزهای ابتدایی سال تحصیلی یکی از دانش آموزانم به نام فاطمه نشانه ها را به سختی می نوشت .برخی اوقات آن قدر گریه می کردتا من دست اورا بگیرم وبا کمک هم بنویسیم .بعد از مدتی حس کردم اودیگر به کمک دستم من نیاز ندارد اما اعتماد به نفس کافی ندارد چون داعم میگفت اگر دست مرا نگیری نمی توانم بنویسم . چند روزی به دنبال راه حلی بودم تا غیر مستقیم این مشکل رابرطرف کنم بنابراین دستکش سفیدی به دست کردم و چند مرتبه دست اورا گرفتم سپس دستکش را به اودادم وگفتم این دستکش همان اثر دستهای مرا دارد .هر گاه احساس کردی نمی توانی بنویسی از این دستکش استفاده کن .فاطمه با شادی دستکش را گرفت وشروع به نوشتن کرد روزهای بعد گرهایش به خندهاینشاط آور وموفقیت آمیز تبدیل شد چون دستکش معلمش برایش ایجاد انگیزه کرده بود .حتی مادرش هم می گفت قبلابا بی رغبتی تکالیفش را انجام میداد .اما حالابا وجود این دستکش با ذوق ونشاط تکالیفش را انجام می دهد وهمیشه دوست دارد این دستکش را دست کندوبنویسد.